آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

برای سلامتی و تعجیل در فرج سرور و مولایمان امام مهدی (عج) صلوات.

آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

برای سلامتی و تعجیل در فرج سرور و مولایمان امام مهدی (عج) صلوات.

آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

بسم الله الرحمن الرحیم
وبی که مشاهده می کنبد مجموع پرسش و پاسخ هایی است که امکان دارد برای یک فرد پیش بیاید. سوالاتی که ممکن است در حوزه دینی یا خارج از آن باشد. امید آن را داریم که توانسته باشیم قدمی هرچند کوچک و ناچیز در اشاعه اسلام برداشته باشیم. و در نهایت توانسته باشیم مقدرات ظهور آخرین منجی بشریت حضرت امام مهدی (عج) را فراهم کنیم. به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که صد البته نزدیک است

پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

پرسش:

در روایت آمده که خداوند متعال هرگاه بنده ای را دوست بدارد اجابت دعایش را به تأخیر می اندازد تا صدای ناله اش را بشنود، آیا خداوند رنج و محنت بنده اش را دوست دارد؟ آیا اگر حاجتش را هر چه سریع تر برآورد باعث شادی و مطمئن تر شدن او به خدا، و در نتیجه تلاش بیشتر در جهت قرب الهی نمی شود؟

پاسخ:

رنج و گرفتاری در زبان و فرهنگ دینی ما با واژه هایی چون «بلا»، «مصیبت» و «محنت» بیان شده است، خوب است ابتدا معنای لغوی این دو واژه را دریابیم و سپس به پاسخ این پرسش همت گماریم:
«بلا» و «محنت» در لغت عرب(1) به معنای کهنه شدن است, مثلا «بَلِی الثوب» یعنی پیراهن، کهنه و مندرس شد. و اگر به کسی که دچار رنج و گرفتاری می شود، می گوییم دچار بلا شده، به این جهت است که گویی بلا و محنت جسم را کهنه و فرتوت می کند. این دو واژه گاه برای کسی استفاده می شوند که در بوته آزمایش و ارزیابی قرار می گیرد و دلیل این استفاده آن است که گویی شخص آنقدر زیر و رو شده و جنبه های مختلفش بررسی می شود که همچون پارچه ای کهنه می شود.
«مصیبت» نیز از پرتاب کردن گرفته شده، گوئی تیرهای بلا و رنج به سوی شخص بلا دیده پرتاب شده است.(2)
و اما در پاسخ به این پرسش، ابتدا باید دید ریشه و منشأ مشکلات و گرفتاریها چیست و دلیل پیدایش مصائب کدام است, به طور کلی مشکلات و مصائب به دو گونه اند:
الف) آنهایی که ناشی از کوتاهی های انسان در اهتمام به تکالیف بوده ، اینکه حق بندگی را به نیکی به جا نیاورده است، گرفتار آنها می شود.
در این موارد خداوند متعال، انسانها را دچار گرفتاریها می کند تا بیدار شده و به خود آیند.(3) و نیز این گرفتاریها و شدائد کفاره ای باشند برای خطاها و لغزشهایشان، تا بارشان در روز حساب سبک تر گردد.(4)
ب) آن دسته از بلاهایی که نه برای تأدیب و هشدار، بلکه برای بریده شدن از دنیا و راه یافتن به منزلهای بالاتر و والاتر کمال، تنظیم شده اند، گویی در این گرفتاریها انسان به مدارجی می رسد که جز در سایه بلا، راه یابی به آن مدارج میسور نیست.(5)
می دانیم که یکی از نامهای خداوند متعال «ربّ» است, «ربّ» یعنی مالک مدبّر,(6) یعنی کسی که هم خالق است و هم آفریده خود را به سوی کمالش سوق می دهد. و اگر با نگرشی توحیدی به جهان هستی بنگریم، خواهیم دید که تمام پیشامدها و رخدادها، همه و همه ، ساخته و پرداخته مبدأ هستی بوده و در مسیر تربیت انسان واقع شده اند،(7) بلاها و گرفتاریها که جای خود دارد, حتی یک برگ از یک درخت، در جهانی به این پهناوری بدون حساب و کتاب فرود نمی آید،(8) همه هستی, هماهنگ و یک صدا، به سوی کمالشان رهسپارند.
چون پرسش در خصوص مؤمنین است، ما نیز بحث را در این نقطه معطوف می داریم: به اقتضای این اسم شریف، (رب)، خداوند تربیت مؤمنین را بر عهده گرفته و ولایت بر آنها را پذیرفته است.(9) یک مربّی خوب باید با روان شخص آشنا بوده، و در مسیر تربیت، روحیه و نیز اندیشه های شخصی را کاملا مورد توجه قرار دهد.
خداوند متعال به عنوان خالق انسان و کسی که به تمام زوایای وجودی او آگاه است، در مقام بیان روحیه انسان می فرماید: «هنگامی که انسان را زیانی رسد، پروردگار خود را می خواند و به سوی او باز می گردد, امّا هنگامی که نعمتی از خود به او عطا کند، آنچه را به خاطر آن قبلا خدا را می خواند از یاد می برد و برای خداوند همتایانی قرار می دهد تا مردم را از راه او منحرف سازد».(10)
و نیز آیات دیگری(11) که همه بیان کننده این خصوصیت و روحیه در انسانها هستند.
دلیل این مطلب آن است که انسان وقتی در رفاه و آسایش است، نفسش به اسباب مادی و صوری مشغول شده و آنها را شریک خدا و یا حتی به جای خدا قرار می دهد و در خیال خود گمان می کند که اینها عهده دار رزق و سلامت و موفقیتهای اویند، و از خدا کاملا دور می افتد. و چه بسا که قارون وار دارایی های خود را مدیون اندیشه و نبوغ خود به حساب آورد(12) و یا فرعون گونه، سرمست از قدرت و شوکت پوشالی خود، سر به طغیان بردارد(13) و ادعای خدایی نماید.(14)
اما زمانی که دچار سختی و شدّتی می گردد و به این اسباب ظاهری مراجعه کرده و ناکار آمدی آنها را نظاره می کند و می بیند آنها نیز چون خود او، و یا حتی بیچاره تر از او بوده و خود، دست نیاز به سوی دیگری دراز کرده اند و از آنهمه شرکای موهومِ خداوند سبحان اثری نمی بیند، آن هنگام متوجه می شود که هیچ مشکل گشا و اجابت کننده ای جز او نیست و آنهایی را که در زمان رفاه و آسایش می دید، خیال و وهمی بیش نبوده است، قدرت و شوکت و غنا و رزاقیت و... همه و همه تنها از اوست و هیچ شریکی در حیطه سلطنت مطلق او تصور نمی شود.
با این بیان روشن می شود که در مشکلات و گرفتاریها است که نزدیک ترین و صمیمی ترین رابطه بین عبد و مولا ایجاد می شود, دل رقیق می گردد، یاد خدا در دل زنده می شود، خطاها به خاطر می آیند و... و همه اینها زمینه صعود انسان را به سوی کمال نهائی اش فراهم می آورد.
خوب است گاه برای اینکه این مطلب را نه با عقل، بلکه با چشم ببینیم و با گوش بشنویم، سری به زیارتگاهها بزنیم, و کسانی را ببینیم که خسته از دنبال این و آن رفتنها و درمانده از پاسخهای منفی، با پشتی خمیده از سنگینی مشکلات رو به سوی خدا آورده اند و با چه سوز و ناله ای خدا را می خوانند، دقت کرده اید که آنچنان ضریح را می فشارند که گویی دامان آن عزیز را در بر گرفته اند و از پشت کردن او ممانعت می کنند؟
چه زیباست که بنده بریده از تمام خلایق، بی هیچ تزویر و ریایی، خالصانه، همراه با اشکهایی سرازیر، خدا را، و تنها خدا را، از ژرفای دل بخواند، و با اعتراف به بدیهای خود و به پشتوانه خوبی و لطف او، از او کمک بخواهد!
و بدانید که هر مربی دلسوز و مهربانی از دیدن این منظره زیبا و دلنشین، و این راز و نیاز عاشقانه به وجد آمده، و طالب ادامه یافتن این صحنه شورانگیز می شود، و به همین دلیل در روایات آمده است که خداوند اجابت دعای مؤمن را به تأخیر می اندازد تا صدای ناله و درخواست بنده اش را بشنود.
آنچه در نوشته آمد، همه مربوط به درجات ابتدایی ایمان و مؤمنین عادی بود.
و اما در مورد اولیاء الهی مطلب از این هم بالاتر و والاتر است، وادی بلا در نظر اهل سیر نه تنها زشت و کریه نیست، بلکه آنان ، بلا را چون هدیه ای ارزشمند از دوستی عزیز در آغوش می فشرند، و آن را چون جان، عزیز می دارند. آنان گر چه همه هستی را از او دانسته، و در همه چیز و همه حال خدای را می جویند، و خوشی و ناخوشی را چون از اوست می ستایند.(15)
امّا باور دارند که «هرگاه خداوند بنده ای را محبوب شمارد، او را در بلا غوطه ور می کند».(16)
و مگر نه این است که میان عاشق و معشوق رمز و رازی ویژه است؟ و مگر نه این است که رمز و راز عاشق و معشوق به گونه ای مخصوص ردّ و بدل می شود؟ در میان همه کسانی که در رهگذر لیلی اند، چرا جام مجنون شکسته می شود؟ و آیا این، جز توجه و عنایت ویژه معشوق به عاشق است؟
اگر با دیگرانش بود میلی
چرا جام مرا بشکست لیلی
و مگر بزرگترین «اجر» راهیابی به کوی دوست و داخل شدن در بهشت خود خدا و همسفر شدن با بندگان خاص او نیست(17) و مگر نفرموده اند: «همانا پاداش بزرگ با بلای بزرگ همراه است»؟!(18)



پاورقی:

1. ن.ک: لویس معلوف، «المنجد فی اللغة»، و راغب اصفهانی، «المفردات فی غریب القرآن».
2. همان.
3. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج 2، ص 452، کتاب الایمان و الکفر، باب الاستدراج، حدیث 1.
4. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 78، ص 176، کتاب الطهارة، باب فضل العافیة و المرض، حدیث 13.
5. مجلسی، محمد باقر، ج 78، ص 194، کتاب الطهارة، باب فضل العافیة و المرض، حدیث 50.
6. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه تفسیر المیزان، انتشارات علامه طباطبایی، ج 1، ص 23.
7. امام خمینی «ره»، چهل حدیث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی «ره»، 1375، ص 242 و 241، حدیث پانزدهم.
8. الانعام : 59.
9. البقره : 257.
10. زُمر : 8.
11. از جمله: یونس : 22، روم : 33 و لقمان : 32.
12. قصص : 78.
13. طه : 24 و 43، و نازعات : 17.
14. نازعات : 24 و زخرف : 51.
15. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 79، ص 142، کتاب الطهارة، باب فضل التعزّی و الصبر، حدیث 26.
16. همان، ج 64، ص 208، کتاب الایمان و الکفر، باب شدّة ابتلاء المؤمن، حدیث 9.
17. اشاره به آیه مبارکه «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی...»، فجر : 89.
18. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 64، ص 207، کتاب الایمان و الکفر، باب شدة ابتلاء المؤمن، حدیث 7.

  • ۹۴/۰۸/۰۶
  • علیرضا شکوری