آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

برای سلامتی و تعجیل در فرج سرور و مولایمان امام مهدی (عج) صلوات.

آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

برای سلامتی و تعجیل در فرج سرور و مولایمان امام مهدی (عج) صلوات.

آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

بسم الله الرحمن الرحیم
وبی که مشاهده می کنبد مجموع پرسش و پاسخ هایی است که امکان دارد برای یک فرد پیش بیاید. سوالاتی که ممکن است در حوزه دینی یا خارج از آن باشد. امید آن را داریم که توانسته باشیم قدمی هرچند کوچک و ناچیز در اشاعه اسلام برداشته باشیم. و در نهایت توانسته باشیم مقدرات ظهور آخرین منجی بشریت حضرت امام مهدی (عج) را فراهم کنیم. به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که صد البته نزدیک است

پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

پرسش:

یسوعیان چه کسانی بودند و به چه کسی یسوعی گفته می‌شود؟ مرکزیّت آنها کجاست؟ و چه دین و آداب و رسومی دارند؟ چرا یهودیان از این قوم وحشت دارند؟

پاسخ:

مسیحیت در طول تاریخ خود، شاهد پیدایش فرقه‌هایی در درون خود بوده است،‌ اگرچه بعضی از این فرقه‌ها در جهت تعدیل رفتار و عقاید کلیسا گام برداشته‌اند. اما برخی دیگر برخورد کلیسا را در مواجه با اصلاح‌طلبی، تشدید نموده‌اند. می‌دانیم که کلیسا، خصوصاً در دوران قرون وسطی، خشونت را به حدی رساند که در برخورد با کمترین مخالفت، از سلاح تکفیر و ارتداد بهره جست و مجازات های سنگینی تا سر حد زنده در آتش سوزاندن را برای افراد رقم زد. غافل از اینکه «فکر آدمی چیزی بسیار لطیف است و نیروهای خشن در مقابله با آن، سلاحی بسیار ضعیف و ناتوان هستند».(1)
کلیسا با طرح مفاهیم نارسا درباره‌ برخی از موضوعات دینی و کسب ثروت های نامشروع از طریق، فروش آمرزش و برخورد ناشایست با مردم خصوصاً قشر روشن فکر، زمینه ی بروز تشنجاتی را در محیط خود فراهم آورد. کلیسا چه از نظر مفاهم نارسایی که در الهیات عرضه داشت و چه از نظر رفتار غیر انسانی‌اش با توده ی مردم، خصوصاً طبقة دانشمندان و آزاد فکر از علل عمدة گرایش جهان مسیحی ـ و به طور مستقیم جهان غیر مسیحی ـ به مادی گری است.(2)
از جمله نهضت هایی که جهت تحقق اهداف کلیسای کاتولیک بوجود آمد، فرقه یسوعیان است. این فرقه با عشق و وفاداری مطلق خود به شخص پاپ، تحت عنوان «هنگ مسیح» در مدت کوتاهی علیرغم تعداد اعضای اندک خود،‌ توانست خدمات ارزنده‌ای به کلیسا عرضه دارد و سرانجام حیات مذهبی دلخواه کلیسا و اطاعت پاپ را به جامعه باز گرداندند.

منشأ پیدایش یسوعیان اصلاح مذهب مسیحیت که منجر به ظهور پروتستان شد،(3) در همانجا متوقف نشد. موج چنین نهضتی به کلیسای کاتولیک رم کشیده شد. پاپ ها خود تمایلی به ایجاد اصلاحات نداشتند. این امپراتوری شارل پنجم، پادشاه اسپانیا بود که جهت نفوذ بر شاهزادگان آسمانی پروتستان مذهب و خنثی ساختن تبلیغات پروتستان ها، به پاپ زمان خود «پاولوس سوم» فشار آورد که شورایی به منظور اصلاحات تشکیل دهد. اسپانیا از قرن پانزدهم شروع به اخراج مسلمان ها از خاک خود نموده بود. اینک در صدد بود که خود را جهت مقابله با خطر دوم که گسترش روزافزون پروتستان بود آماده کند. این بود که حرکت اصلاح مذهبی کلیسای کاتولیک به سه صورت تحقق یافت:
اول: تشکیل شورای دینی کشیشان در سال 1545 میلادی در شهر تِرانْت بود. حاصل این کار شورا که برخلاف انتظار شارل پنجم از کار درآمد در مدت هیجده سال (1545-1563 م) اعلام پنج اصل بود.(4) و این پنج اصل در واقع همان اصول قدیمی کاتولیک بود.
بدین ترتیب، شورای ترنت برای مذهب کاتولیک در مقابله با حجم روزافزون نظریات و تشکیلات پروتستانی، حائل و موج شکنی را به وجود آورد و... .(5)
دوم: اینکه پاپ پارلوس سوم موفق شد محکمة تفتیش عقاید را دوباره بر پا ساخته و کشیشان اجازه یافتند که در مناطق کاتولیک نشین، با برپایی چنین دادگاهی، منطقه خود را از وجود پروتستان ها پاک سازند.
سوم: تشکیل گروه‌های راهبان مذهبی بود که از مهم ترین آن، فرقه یسوعیان می‌باشد ، یسوعیان (همراهان عیسی) در واقع بازوی نظامی کلیسای کاتولیک بر علیه هر مخالفی (خواه پروتستان یا مسلمان) بودند.

تشکیلات فرقه یسوعی ایگناتیوی لویولایی ( 1491-1556) مؤسس این فرقه یکی از نجبا و اشراف اسپانیا بوده که به عنوان یک سرباز در جبهه نبرد اسپانیا با فرانسه مجروح می‌شود. در زمان مداوا، به خواندن کتاب های مذهبی و شرح زندگی قدسیان مسیحی پرداخته و در صدد برمی‌آید که به عنوان یکی از سواران تارک دنیا درآید.
بالاخره در سال 1534 م به این جمعیت دوستان و یاران صورت سازمان جنگی و نظامی داده، آنها را «همراهان عیسی» نامیده و همه عهد کردند که به اورشلیم رفته (به تعبیر خود) عمر را در راه جهاد با مسلمانان گمراه به سرآوردند و در هر حال جای خود را در اختیار پاولوی سوم قرار دهند. (6)
این تشکیلات کاملاً صورت نظامی داشته و انضباط شدیدی بر آن حاکم بوده است. به طوری که هیچ کس قدرت تخلف از مافوق را نداشته است. اگناتیوی می‌گفت: «نه آنست که من کار لشکری را ترک گفته باشم بلکه در صف سربازان خدا خدمت می‌کنم»(7) آنها هرگونه عمل خلاف و نادرستی از جمله تقیه ، کتمان و حتی سوگند دروغ را به عنوان اینکه مقدمة حصول به یک هدف درست است، جایز می‌دانسته‌اند.

اصول عقاید یسوعیانفرقة یسوعی که ابتدا یاران اندکی داشت با گذشت زمان، بر تعداد آنها افزوده می‌شد.و این بود که لازم دید اصول عقاید خود را تدوین نماید. اگناتیوی در کتاب خود به نام «تمرین زندگی روحی» برنامة منظمی را برای هواداران خود بیان نموده است.(8) عصاره‌ی این برنامه را می‌توان در اعقتاد کامل و انجام فرامین مذهبی و اطاعت بی‌چون و چرا از کلیسا خلاصه نمود. ویل دورانت در این باره می‌گوید: «با روی‌ آوردن داوطلبان تازه‌ای به سوی این جمع، لازم آمد که اصول عقاید و آیین آن تصریح شوند. تعهد به فرمانبرداری محض بر دو تعهد خودداری جنسی و زندگی تهیدستانه افزوده شد. بدین ترتیب که «فرمانده»‌که توسط پیروان انتخاب می‌شد، بلافاصله پس از شخص پاپ قرار گرفت. بعداً تعهد چهارمی نیز به اصول آیین فرقه مزبور اضافه شده که عبارت بود از خدمت گزاری به درگاه خلیفه رم به عنوان نایب خدا در زمین و در اجرای فوری و بدون چون و چرای آنچه را که پاپ زمان یا جانشینانش برای نجات ارواح و یا اشاعه دین لازم بدانند در سراسر دنیا.»(9) پاپ پارلوی سوم، اصول آنها را به رسمیت شناخته و علیرغم مخالفت برخی از کاردینال‌ها به دلیل آنکه آنها را گروه افراطیون متمرد می‌دانستند، در سال 1540 م گروه مذکور را تحت عنوان «انجمن عیسی» به رسمیت شناخت.

عملکرد و فعالیت یسوعیان یسوعیان سه فعالیت را به طور جدی دنبال کردند:
یکی تأسیس مدارس فوق‌العاده منظم بود که در آن تعلیماتی بر ضد مذهب پروتستان به جوانان داده می‌شد.
دومی ترویج مذهب کاتولیک در میان غیر مسیحیان بود. در کار مهم ایشان (فرقه یسوعی) که توفیق بسیار در آن به دست آوردند، در زمینه اعزام مبلغان دینی بود، و آنها مبادی کاتولیکی را در ممالک آسیایی هند،‌ چین و ژاپن انتشار داده، در اثنای قرن شانزدهم و هفدهم میلادی به آمریکای جنوبی، سنت لازی و دره می سی سی پی و مکزیک و کالیفرنیا رسیدند. (10)
فعالیت سوم آنها جنگیدن بر ضد آیین پروتستان بود. یسوعیان به مثابه نوک حمله دستگاه پاپ نشان دادند متحدان باارزشی برای سیاست های نظام پاپی هستند .(11)
در پایان باید دانست که هیچ یک از منابعی که مطالب مربوط به فرقه یسوعی را آورده‌اند، اشاره‌ای به ترس مسلمانان و یهود از این فرقه نشده‌ است. بلکه برعکس این فرقه همواره از یهود و مسلمان ها به خاطر رسوخ ایمان و عدم انعطاف‌پذیری و تسلیم در برابر دین مسیح گلایه‌مند بودند. چنان که یکی از یاران این فرقه به نام قدیس فرانسو گزاوید گفته است: «من می‌خواهم در جایی تبلیغ کنم که مسلمان و یهودی وجود نداشته باشد، کافران و بی‌دینان را به دست من بسپارید.»(12)

خلاصه فرقه یسوعی به فرماندهی ایگناتیوس لویولت در سال 1540 م توانست رسماً از طرف پاپ پارلوس سوم بوجود آید. هدف عمده‌ این فرقه به عنوان یک نهضت کاتولیکی، دفاع از اهداف کلیسا و شخص پاپ بود. این فرقه با تشکیلات نظامی خود که هر گونه جرم و جنایتی را روا دانسته و مراکز آموزشی متعدد خود، موفق شد از طرفی جلوی توسعه روزافزون پروتستان را سدّ‌ نموده و از طرف دیگر مسیحیت را در اقصی نقاط جهان گسترش دهد.
اصول عقاید این فرقه در قالب فرمانبرداری محض، خودداری جنسی، زندگی فقیرانه، خدمت گزاری به پاپ رم، و اجرای بدون چون و چرای فرامینش، شکل پذیرفت. خدمات همه جانبه‌ این فرقه به کلیسا باعث شد که فرماندة آن، مقام پس از شخص پاپ را کسب نماید.



پاورقی:

1. جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان، ترجمه محمود تفضلی، امیر کبیر، نهم،1372، ج 1، ص 455.
2. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، بخش علل گرایش به مادیگری، صدرا، اول، 1368، ج 1،‌ ص479.
3. پروتستان از واژة فرانسوی Protest به معنای اعتراض و شکایت گرفته شده است. این فرقه در قرن شانزدهم میلادی، در پی اعتراضات مارتین لوتر علیه فروش آمرزش نامه و ادعای تفوق کلیسای رم بر جهان مسیحیت، در آسمان پدید آمد. ر.ک: کاشفی، محمدرضا، فرهنگ و مسیحیت در غرب، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، اول، 1380، 46.
4. جهت مطالعه این پنج اصل رجوع شود : جان. بی. ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، هفتم، 1373، ص 688.
5. گروه نویسندگان، جهان مذهبی، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اول،1374، ج 2، ص 775.
6. تاریخ جامع ادیان، ص689.
7. آلبر، تاریخ قرون جدید، ترجمه سید فخرالدین خان شادمان، دنیای کتاب و علمی، دوم، 1363، ص127.
8. جهت مطالعه آخرین بخش کتاب تمرین زندگی روحی، ر.ک: اشپیل فوگل، تمدن مغرب زمین، ترجمه محمدحسین آریا، امیرکبیر، اول،1380، ج1، ص612.
9. ویل دورانت، تاریخ تمدن، گروه مترجمان، سازمان انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، دوم،1368، ج6، ص1088.
10. تاریخ جامع ادیان، ص690.
11. اشپیل فوگل، تمدن مغرب زمین، ترجمه محمد حسین آریا، امیر کبیر، چاپ اول،‌1380، ج 1، ص 610.
12. تاریخ تمدن، ج 6، ص 1091.

  • ۹۴/۰۹/۰۱
  • علیرضا شکوری