آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

برای سلامتی و تعجیل در فرج سرور و مولایمان امام مهدی (عج) صلوات.

آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

برای سلامتی و تعجیل در فرج سرور و مولایمان امام مهدی (عج) صلوات.

آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

بسم الله الرحمن الرحیم
وبی که مشاهده می کنبد مجموع پرسش و پاسخ هایی است که امکان دارد برای یک فرد پیش بیاید. سوالاتی که ممکن است در حوزه دینی یا خارج از آن باشد. امید آن را داریم که توانسته باشیم قدمی هرچند کوچک و ناچیز در اشاعه اسلام برداشته باشیم. و در نهایت توانسته باشیم مقدرات ظهور آخرین منجی بشریت حضرت امام مهدی (عج) را فراهم کنیم. به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که صد البته نزدیک است

پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

پرسش:

آیا این کتب اعتبار دارند؟ 1. ریاض القدس، صدرالدین قزوینی 2. معالی السبطین، محمد مهدی مازندرانی 3. الدمعة الساکبه (محمد باقر) 4. ریاض «احزان» 5. روضة الشهداء (کاشفی) 6. اسرار الشهاده (دربندی) 7. محرق القلوب.

پاسخ:

قبل از آغاز بحث باید به این نکته اشاره کنیم که در مباحث تاریخی هرچه تاریخ نگارش منبع به زمان اصل حادثه نزدیکتر باشد مورخین به آن بهای بیشتری می دهند و اتقان بیشتری را برای آن قائلند هر چند این مساله کلی نیست و جهات دیگر نیز باید مورد توجه قرار بگیرند.

1. ریاض القدس: عنوان اصلی این کتاب «ریاض القدس المسمی بحدائق الانس» می باشد این کتاب از تألیفات «صدر الدین واعظ قزوینی» می باشد. نویسنده، در مقدمه کتابش چاپ و انتشار این کتاب را با کمک و همراهی و همت «میرزا علی اصغر خان و امیرکبیر»(1) می داند. این کتاب از منابع دست اول و قدیمی نیست. بلکه در دوره قاجاریه نوشته شده است بنابراین اعتبار و اتقان کتب دست اول را ندارد. علاوه بر اینکه این کتاب هنگام نقل مطالب، منابع خودش را ذکر نمی کند و این امر نیز خود از عیوب این کتاب محسوب می شود.مطالبی در این کتاب بیان شده که چندان قابل اعتبار و قبول نیستند و بدون مدرک ذکر شده اند.

2. معالی السبطین: نویسنده این کتاب «محمد مهدی بن عبدالهادی مازندرانی حائری» می باشد. تولد ایشان در سال 1300 هجری بوده است. این کتاب سه جلد می باشد که جلد سوم آن در حالات و زندگی امام حسن و امام حسین – علیهما السلام – می باشد. آقای حائری قبل از نوشتن این کتاب، کتاب های دیگری را هم نوشته است از جمله «کوکب الدری فی احوال النبی و البتول والوصی» و کتاب «شجره طوبی» که خودش نیز در مقدمة معالی السبطین به این نکته اشاره کرده است.(2)
ایرادی که بر کتاب سابق گرفته شد یعنی عدم ذکر منابع از عیوب این کتاب نیز محسوب می شود. علاوه بر اینکه این کتاب جزء کتب دست اول نیست و از منابع قرن 14 و تقریباً معاصر است که از اعتبار قوی برخوردار نیست.

3. الدمعة الساکبه: عنوان کتاب «الدمعة الساکبه فی احوال النبی والعتره الطاهره» می باشد. این کتاب توسط محمد باقر بن عبدالکریم بهبهانی به رشته تحریر درآمده است. قسمتی از این کتاب در بردارنده زندگی امام حسین ـ علیه السّلام ـ می باشد تاریخ تألیف کتاب معلوم نیست، اما نویسنده ی این کتاب در سال 1285 ه.ق فوت کرده است. این کتاب از کتاب های معتبر می باشد. و علمای زیادی در تأیید این کتاب و نویسنده اش سخن گفته اند من جمله «واعظ تبریزی» در کتاب وقایع الایام جلد 4 ص 25 این نویسنده را ستوده و به نقل از شیخ محمد عراقی گفته است: «او در عبارات عربیه دستی نداشت، با این حال توفیق ربانی چنان شامل حال او گردید که کتابی کبیر و عربی (الدمعة الساکبه) در احوالات چهارده معصوم نوشت، که مقبول اهل نظر و مطبوع طبع علمای معتبر گردید. به طوری که در حیات خود او جمعی از کتٌاب مشغول استنساخ آن کتاب برای علمای معتبر عصر، و افاضل طلاب بودند»(3). علمای دیگری همچون میرزا حبیب الله غروی گیلانی، سید علی بحرالعلوم، فاضل ایروانی، شیخ هاشم کاظمی غروی و... در ابتدای کتاب، اعتبارش را تأیید کرده اند. و هر کدام از آنها مطلبی را در اعتبار این کتاب و نویسنده اش ذکر کرده اند، در مقدمه این کتاب آمده است: «اگر برای این کتاب هیچ فضیلتی نباشد مگر تأییدات یازده گانه که علمای بزرگ و فقها و علمای امت و رؤسای اسلام، (که عبارات آنها خواهد آمد) باز هم سزاوار بود که هر انسان عاقلی به این کتاب روی آورد. چرا که این کتاب خود بنفسه دلالت بر کمال خویش دارد...»(4) به عنوان نمونه در یکی از این تأییدیه ها آمده است: «من در مؤلف این کتاب نظر کردم او را شخصی ماهر، بصیر، محدث، عارف و خبیر یافتم او در این کتاب جواهر اخبار از ائمه اطهار – صلوات الله علیهم اجمعین – نقل کرده است».(5)

4. ریاض الاحزان: محمد حسن قزوینی نویسنده ی این کتاب است. این کتاب در سه مجلد به چاپ رسیده است. مؤلف کتاب در سال 1305 فوت کرده است(6)، کتاب مربوط است به دوره قاجاریه و به زبان عربی نگاشته شده است. اشکالی که بر این کتاب وارد است همانند برخی دیگر از کتاب هایی که ذکر شد این است که منابع خویش را ذکر نکرده است. علاوه بر اینکه از قدمت هم برخوردار نیست.

5. روضة الشهداء: این کتاب توسط «ملا حسین واعظ کاشفی» نوشته شده است. نویسنده مدتی در سبزوار زندگی کرده و سپس به نیشابور و مشهد و هرات رفته است و در سال 910 ه.ق در گذشته است.(7)
تقریباً نیمی از این کتاب درباره امام حسین ـ علیه السّلام ـ و اهل بیت و اصحاب آن حضرت است تألیف این کتاب در سال 907 ه‍.ق صورت گرفته و اصطلاح روضه خوانی برگرفته از نام این کتاب است. چرا که در زمان های سابق روضه های امام حسین ـ علیه السّلام ـ و اصحابش را روضه خوانان عیناً از روی این کتاب می خوانده اند. مذهب نویسنده کتاب معلوم نیست برخی او را سنی و برخی شیعه دانسته اند و شهید مطهری (ره) او را فردی بوقلمون صفت ذکر کرده است. شهید مطهری (ره) می نویسد: «این کتاب تقریباً 500 سال پیش نوشته شده است. نویسنده آن مردی بوقلمون صفت بوده بین شیعه ها که می رفته خودش را شیعه صد در صد و مسلّم معرفی می کرده و بین سنی ها که می رفته خودش را حنفی نشان می داده است».(8) میرزا عبدالله افندی در اعتبار این کتاب می نویسد: «اکثر روایات این کتاب بلکه همه آنها از کتب غیر مشهوره اخذ شده و اعتمادی بر آنها نیست». و شهید مطهری (ره) در رابطه با این کتاب می نویسد: «وقتی این کتاب را خواندم دیدم حتی اسمها جعلی است. یعنی در اصحاب امام حسین ـ علیه السّلام ـ اسم هایی را ذکر می کند که اصلاً وجود نداشته اند ... داستان ها را به شکل افسانه درآورده است. اصطلاح روضه خوانی از نام همین کتاب گرفته شده. روضه خوانی یعنی خواندن کتاب روضه الشهداء یعنی خواندن همان کتاب دروغ از وقتی این کتاب به دست مردم افتاد، کسی تاریخ واقعی امام حسین ـ علیه السّلام ـ را مطالعه نکرد».(9)

6. اسرار الشهادة: نویسنده این کتاب فاضل دربندی می باشد. کتاب به زبان عربی و در دوره ناصرالدین شاه قاجار نوشته شده است. این نویسنده چند کتاب دیگر هم در مورد امام حسین ـ علیه السّلام ـ دارد من جمله «سرمایه ایمان و جواهر ایقان» و کتاب «سعادت ناصری» و کتاب «اکسیر العبارات فی اسرار الشهادات» کتابی است که به «اسرار الشهاده» معروف است.(10)
به نظر بیشتر علما این کتاب اعتبار ندارد. به عنوان نمونه میرزا محمد تنکابنی در مورد این کتاب می نویسد: «اخبار غیر معتبره در این کتاب بسیار است و اخبار مظنون به کذب، بلکه اخباری که گویا بعضی از آنها قطعی الکذب باشد در این کتاب وجود دارد».(11) و آقا بزرگ تهرانی در الذریعه آورده است: «وی در این کتاب اموری را نقل کرده که در کتب معتبره یافت نمی شود».(12) شهید مطهری (ره) به شدت مخالف این کتاب و نویسنده آن است. ایشان می نویسد: «در شصت، هفتاد سال پیش مرحوم ملا آقای دربندی پیدا شد، تمام حرف های روضه الشهدا را به اضافه چیزهای دیگر پیدا کرد و همه را یک جا جمع کرد و کتابی نوشت به نام «اسرار الشهاده» واقعاً مطالب این کتاب انسان را وادار می کند که به اسلام بگرید».(13) سپس ایشان در رد ا ین کتاب به نقل از حاجی نوری می نویسد «ما در درس خارج شیخ عبدالکریم تهرانی بودیم و از محضر ایشان استفاده می کردیم که سید روضه خوانی اهل حله آمد و کتاب مقتلی را به ایشان نشان داد که ببیند معتبر هست یا نیست،‌شیخ دید آن کتاب مملو از اکاذیب است. لذا به سید گفت: این کتاب همه اش دروغ است مبادا این کتاب را بیرون بیاوری یا چیزی از آن نقل کنی که جایز نیست. حاجی نوری می نویسند: همین کتاب به دست صاحب اسرار الشهاده افتاد و تمام مطالبش را از اول تا آخر نقل کرد».(14)

7- محرق القلوب: نویسنده این کتاب مهدی بن ابی ذر نراقی کاشانی است. قسمت عمده این کتاب در رابطه با امام حسین ـ علیه السّلام ـ است. هر چند در وفات رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و شهادت حضرت فاطمه (س) و حضرت علی ـ علیه السّلام ـ و امام حسن ـ علیه السّلام ـ نیز مطالبی را ذکر کرده است. نویسنده کتاب شیعه است. در کتاب الذریعه به نقل از الروضات و نجوم السماء والقصص آورده است: «در این کتاب اخبار ضعیفی است. برای فردی مانند محقق نراقی سزاوار نبود که این روایات ضعیف را ذکر کند».(15)
مطالبی که در این کتاب ذکر شده است عموماً سندی برای آنها ذکر نمی شود و این امر خود یکی دیگر از دلائل ضعف این کتاب محسوب می شود.



پاورقی:

1. واعظ قزوینی، ریاض القدس، تهران، کتابفروشی اسلامیه، جلد دوم، ص2.
2. حائری، محمد مهدی، معالی السبطین، بیروت، مؤسسه النهان، بی تا، ص 3.
3. اسفندیاری، محمد، کتاب شناسی تاریخی امام حسین- علیه السلام_ تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380، ص 116.
4. بهبهانی، عبدالکریم، الدمعه الساکبه، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات 1408 ه‍.ق، ج1، ص6.
5. همان، ص 8، جهت مطالعه بیشتر در مورد اعتبار این کتاب مراجعه شود به ابتدای کتاب مذکور که این تقریظات را ذکر کرده است، ص 5 تا 17.
6. آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، قم، مؤسسه اسماعیلیان، بی تا، ج11، ص 317.
7. اسفندیاری، محمد، پیشین، ص88.
8. مطهری، مرتضی، حماسه حسینی تهران، صدرا، چاپ 4، 1364، ج1، ص54.
9. مطهری، مرتضی، پیشین، ج1، ص 54.
10. اسفندیاری، محمد، پیشین، ص 108.
11. تنکابنی، میرزا محمد، قصص العلما، قم، نشر حضور، 1380، ص107.
12. آقا بزرگ تهرانی، ج2، پیشین، ص 279.
13. مطهری، مرتضی، پیشین، ج1، ص 55.
14. همان، ج1، ص55.
15. آقا بزرگ تهرانی، پیشین، ج2، ص 149.


  • ۹۴/۰۹/۱۱
  • علیرضا شکوری