آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

برای سلامتی و تعجیل در فرج سرور و مولایمان امام مهدی (عج) صلوات.

آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

برای سلامتی و تعجیل در فرج سرور و مولایمان امام مهدی (عج) صلوات.

آخرین منجی هستی (منتظران ظهور)

بسم الله الرحمن الرحیم
وبی که مشاهده می کنبد مجموع پرسش و پاسخ هایی است که امکان دارد برای یک فرد پیش بیاید. سوالاتی که ممکن است در حوزه دینی یا خارج از آن باشد. امید آن را داریم که توانسته باشیم قدمی هرچند کوچک و ناچیز در اشاعه اسلام برداشته باشیم. و در نهایت توانسته باشیم مقدرات ظهور آخرین منجی بشریت حضرت امام مهدی (عج) را فراهم کنیم. به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که صد البته نزدیک است

پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

پرسش:

روانشناسی روز تا چه حد، مورد تأیید اسلام است؟

پاسخ:

1. اسلام دینی است جهانی و کامل که این دین برنامة هدایت انسانی را تا روز قیامت به همراه دارد و برای تمام ابعاد زندگی انسان برنامه و قانون دارد، منتها این قوانین باید استخراج شود و استنباط گردد و از طریق تحقیق و پژوهش ابعاد آن و دستور العمل‌‌های و راهکارهای تبیین شود.
2. روانشناسی که امروزه مطرح است، بیشتر قوانین و اصول آن فرضیات است و پایه تجربی دارد و نمی‌تواند به عنوان توصیه‌ای صد در صد اطمینان آور مطرح باشد.
3. قوانین و احکام اسلام طوری تنظیم شده است که سعادت دنیوی و اخروی انسانی را در پی دارد و با توجه به نیازها و مصالح افراد انسانی وضع شده، به طوری که اگر به آنها عمل کند، هم آبادانی و خوشبختی دنیا و هم آخرت را به دست می‌آورد.
با توجه به مقدمات فوق در جواب سؤال که فرموده‌اید: روان شناسی روز تا چه حد مورد تأیید اسلام است؟ باید عرض کنیم که قسمت زیادی از توصیه‌ها و یافته‌های روانشناسی روز مورد تأیید اسلام نیست و با اهداف عالی اسلام که سعادت دنیا و آخرت انسان است، ‌سازگار نمی‌باشد. زیرا اولاً روانشناسی امروزه، حاصل کار کشورهای غربی است و آن ها هم در تدوین نظریات خود به ابعاد وجودی انسان و نیازهای عالی انسان و توانایی‌های انسان توجه نکرده‌اند و انسان را بعضاً در حدّ حیوان تنزل داده‌اند و از طرف دیگر محور کار خود را فقط رفتار انسان قرار داده و به بقیه ابعاد وجودی او توجه نکرده‌اند.
ثانیاً در تدوین فرضیات خود گاهی افراط کرده و گاهی تفریط و نتوانسته‌اند حق مطلب را ادا کنند، ولذا تناقض‌های زیادی بین روان شناسی غربی مشاهده‌ می‌شود. مثلا فروید به عنوان یک روان تحلیل‌گر مشهور انسان را مجبور می‌داند و قائل است که خیلی از کارهای انسان جبری است و اراده‌ای از خود ندارد و یا رفتارگراها که کارهای انسان را عبارت از محرک و پاسخ می‌دانند و برای شناخت و عقل انسان ارزش چندانی قائل نیستند.
ثالثا، روانشناسان غربی علم را منحصر در علوم تجربی کرده و اعتقاد دارند هر چه را بتوان از طریق تجربه مشاهده یا آزمایش کرد علم است و علومی که قابل آزمایش نیست نمی‌تواند به عنوان علم مطرح شود و لذا از خیلی مسائل معرفتی محروم شده و نتوانسته‌اند فرمولی اطمینان بخش و محکم و همیشگی ارایه دهند و لذا نظریات روانشناختی آنان هر روز در حال تغییر است و در زمان واحد هم توصیه‌های متناقض و متضاد دارند.(1)



پاورقی:

1. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مکتب‌های روانشناسی و فقر آن، انتشارات سمت، 1372، ج1 و2.
  • ۹۴/۱۰/۰۳
  • علیرضا شکوری